تبلیغات
بیشتر بدانیم - این بود وفای عهد اصحاب ؟
بیشتر بدانیم
بیشتر بدانیم تا بهتر زندگی کنیم

تبادل لینک

چنانچه وبلاگ یا وبسایت ارزشی دارید و مایل به تبادل لینک هستید، بعد از لینک کردن سایت ما با نام "سربازان بی ادعا" و به آدرس sarbazan.ir لینک خود را در قسمت پایین ثبت نمایید. 

  • ?ارسال لینک به سایت سربازان بی ادعا 


    آرشیو

    لینکستان

    صفحات جانبی

    ← آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه:
    • بازدید ماه قبل:
    • تعداد نویسندگان:
    • تعداد کل پستها:
    • آخرین بازدید:
    • آخرین بروز رسانی: li>
  • این بود وفای عهد اصحاب ؟

     5487

    این بار حسین (ع) خود به خیمه عبیدالله می آید. «ای پسر حر! فرزند دختر پیامبرت را یاری كن و در ركاب او با دشمنان خدا بجنگ تا پروردگار توبه ات را بپذیرد. چه چیز تو را از همراهی من باز می دارد؟» چه بگوید پسر حر جعفی؟

    آیا غیر از این است كه مهره هتاك به امام خمینی در حاشیه كنفرانس برلین، پیش از آن هم در روزنامه صبح امروز (وابسته به تئوریسین اصلاحات) با جسارت تمام حق به جانب یزید داده و مدعی شده خون حسین در كربلا به خاطر خشونت های پدر و جدش در جنگ های بدر و احد و خندق ریخته شد؟ توقع داشتید وقتی مایكل برانت رئیس اسبق بخش شیعه شناسی سیا می گوید «خون حسین نواده پیامبر اسلام 5487(ص) و مرجعیت و رهبری دو عامل برپاكننده انقلاب و نگاه دارنده آن است و ما برنامه ریزی كردیم كه از درون جریان شیعه و انقلاب، به این دو ركن ضربه بزنیم و انقلاب را نابود كنیم»، اجیر شدگانی كه نوكری آنها امروز آشكارتر از آفتاب است، جز به سراغ سیدالشهداء و جز سراغ خمینی و خامنه ای بروند؟ روزنامه گاردین همین دیروز و پریروز بود كه با اشاره به رفتار مذبوحانه اغتشاشگران در آتش زدن تصاویر بزرگان نوشت «آنها حتی پیامی مبتنی بر عدم تأیید میرحسین موسوی فرستادند و شعار دادند: موسوی یك بهانه است، كل نظام نشانه است»

    تو بگو، تو كه پس از 1370 سال صدای استغاثه حسین را می شنوی! آیا می شود جایی گریخت كه فریاد هل من ناصر ینصرنی را از حلقوم سیدالشهدا نشنید؟

    متــن کامــل در ادامــه مطلــب...

    1- نام «عبیدالله». نام پدر «حر جعفی». نام اسب «ملحقه»! چرا نام اسب؟ كسانی را به ادب باید شناخت و برخی را به مركب. بماند كه بعضی ها سواران خوبی هستند و كسانی خوب سواری می دهند. اینجا منزل « بنی مقاتل» است یا به روایتی «قطقطانیه». چند فرسخی كربلا. ماجرا در چنین روزهایی رخ داده، چند روز پیش از آن كه محرم از راه برسد. امام(ع) از صاحب چادری كه آن سوتر برافراشته شده، می پرسد. می گویند از آن عبیدالله بن حر جعفی است. حضرت، حجاج بن مسروق جعفی را پی عبیدالله می فرستد. هدیه ای را حجاج عرضه می كند و هدیه ای را عبیدالله می خواهد تقدیم كند. «ای پسر حر! منم حجاج. خداوند كرامتی به تو هدیه فرستاده، اگر آن را بپذیری». چیست آن كرامت؟ «حسین بن علی تو را به یاری خویش می خواند اگر پیشاپیش او مقاتله كنی پاداش می یابی و اگر كشته شوی، به شهادت رسیده ای». ای حجاج از كوفه خارج نشدم مگر از ترس اینكه حسین وارد شود و من در آن شهر باشم و یاری اش نكنم. اغلب آنها به سوی دنیا متمایل شده اند.
    این بار حسین (ع) خود به خیمه عبیدالله می آید. «ای پسر حر! فرزند دختر پیامبرت را یاری كن و در ركاب او با دشمنان خدا بجنگ تا پروردگار توبه ات را بپذیرد. چه چیز تو را از همراهی من باز می دارد؟» چه بگوید پسر حر جعفی؟ «به خدا سوگند می دانم هركس از تو پیروی كند، به سعادت ابدی رسیده ولی احتمال نمی دهم یاری من سودی به حال تو داشته باشد. سوگندت می دهم مرا از همراهی با خودت معاف كنی. اما این اسبم ملحقه است، آن را پیشكش تو می كنم. تا به حال با این اسب تیزرو دشمنی را تعقیب نكرده ام مگر اینكه به او رسیده ام و هیچ دشمنی مرا تعقیب نكرده مگر اینكه با این اسب از پنجه او گریخته و نجات یافته ام. اسب تازنده و شمشیر برنده ام تقدیم تو! بگیر و بگریز! من ضامن تو و خانواده ات هستم».
    به اینجا كه رسید حسین بن علی آیتی از آیات سوره كهف را تلاوت كرد كه تا ابد درس آموز حریت و فتوت خواهد بود «و ما كنت متخدالمضلین عضداً». من گمراهان را به یاری نمی گیرم. برای من خیرخواهی كردی، من نیز برای تو خیرخواهی می كنم و می گویم سوار اسبت شو و اگر می توانی آن قدر دور شو كه فریاد استغاثه ما را نشنوی و جنگ ما را نبینی كه به خدا سوگند اگر كسی فریاد استغاثه ما را بشنود و یاری نكند خداوند او را با صورت بر آتش می افكند.
    تو بگو، تو كه پس از 1370 سال صدای استغاثه حسین را می شنوی! آیا می شود جایی گریخت كه فریاد هل من ناصر ینصرنی را از حلقوم سیدالشهدا نشنید؟ تو بگو، چهره های شهره ای از میان ما چگونه توانستند دست الفت و ائتلاف با دشمنان دین دهند و یادشان رفت كه حسین(ع) حتی در آن وضعیت اضطرار هم می گوید «من هرگز گمراهان را به یاری نمی گیرم». آنها چگونه بر «ملحقه»های شیطان بزرگ نشستند، سواری گرفتند و سواری دادند؟
    2- نمك خوردن و نمكدان شكستن؟ شما را به خدا، ادب و استدلال پروردگار را درباره بندگانش ببینید كه چون خواست بیمشان دهد چنین فرمود «از آنچه خداوند روزی تان كرده بهره مند شوید و گام های شیطان را پیروی نكنید. بدرستی كه او برای شما دشمنی آشكار است» (انعام- 142). نمك خوردن و نمكدان شكستن بد است اما بدتری هم هست، اینكه انسان ذی شعور، دشمن ترین دشمن را راه بلد خود كند و به دنبال او رود. مرگبارترین طنز تاریخ آنجاست كه شیطان «ملاك» انسان باشد و معیار و پشتوانه او شود.
    درباره شیطان زدگی چیزی شنیده ای؟ چیزی مثل جن زدگی و جن گرفتگی. نه برادر! تا كسی تنش نخارد، شیاطین سراغ او نمی روند. نخست فرزند آدم است كه سراغ دشمن دیرینه می رود و پس از آن است كه شیطان زده می شود. امیرمؤمنان درباره راه كج كردگان و بار كج كردگان جمل بود كه فرمود «شیطان را برای كار خویش ملاك و تكیه گاه گرفتند ]و چون چنین شد[، شیطان هم آنها را به عنوان دام ها و شریكان خود گرفت، پس در سینه های آنها تخم گذاشت و جوجه درآورد و بالید و به تدریج در آغوش آنها جای گرفت. از آن پس، با چشم های آنان نگریست و با زبان های آنها سخن گفت. سپس آنها را مركبی برای راندن در لغزشگاه ها كرد و خطا و انحراف ها را در چشم آنان آراست، رفتار كسی كه شیطان او را در قدرت خویش شریك ساخته و به باطل از زبان او سخن می گوید» (خطبه7 نهج البلاغه). این سنت و قانون الهی است كه «ای فرزندان آدم شیطان شما را نفریبد همان گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون كرد و لباس از تنشان بیرون آورد تا زشتی هایشان را بنمایاند. او و نظایر او شما را می بینند از جایی كه شما آنها را نمی بینید. ما شیاطین را سرپرست و مسلط قرار دادیم برای كسانی كه ایمان نمی آورند».(اعراف- 27)
    3- كسی كه دشمن بزرگ را معیار و پشتوانه گرفت و او در جانش ریشه دواند و لانه كرد و از چشمش نگریست و از زبانش سخن گفت، می شود دورو و دوگانه گو، می شود انسان وارونه. «منافقین بعضی از بعضی دیگر هستند امر به منكر می كنند و از معروف باز می دارند». (توبه-67). لاف صلاح و اصلاح می زنند و عملشان می شود، عین فساد. می شوند ضرب المثلی برای اشاره كبك های سر به زیر برف برده. می شوند از طایفه ای كه هرگاه از معروف ها و منكرها، و از اسلام و امام و انقلاب و دشمنان آنها سخن گفته شود و مرز جداكننده دو قطب انقلاب اسلامی و شیطان بزرگ مورد تأكید قرار گیرد، آنها را بیازارد. می شود قصه جن و بسم الله.
    مرگ بر آمریكا كه می گویی، به وارونه ها برمی خورد. حتی زبان به اعتراض می گشایند. زنده باد فلسطین و قدس می گویی، كامشان تلخ می شود. هر فریاد اعتراضی را به خود می گیرند. «یحسبون كل صحیه علیهم». از خط امام دفاع كنی آنها را رنج می دهد. روز مبارزه با استكبار جهانی و شیطان بزرگ می آید، همین وارونه ها روی مرگ بر آمریكا خط می كشند و علیه دیگران شعار می دهند تا به تعبیر حضرت امام(ره) مرگ بر آمریكا منسی (فراموش) شود. روز قدس از راه می رسد، اسرائیلی می شوند و مرگ بر اسرائیل را خط می زنند. روز مقابله دانشجویان با استكبار در 548716 آذر می شود، با حقارت، تصویر مردی را پاره می كنند كه هیمنه استكبار را در دنیا شكست. اسلام را از جمهوری اسلامی حذف می كنند و آنجا كه كار به جای باریك می كشد، دوآتشه تر از همه خط امامی می شوند. اول انكار می كنند اهانت را، بعد می گویند طبیعی است! و آخرالامر كه از شوك خارج شده اند تازه یاد مراسم گرفتن و زنده باد امام گفتن می افتند. شما بگویید، كسانی این قدر «وارونه» و «عور» باید افكار عمومی را ملامت كنند كه چرا آنها را به هم نشان می دهند و انگشت نما می كنند؟!
    4- دل همه دوستداران عزت اسلام و انقلاب و ایران گداخت از دیدن یا شنیدن جسارت به تصویر امام و رهبری در همین فتنه پس از انتخابات. آری غصه داشت مشاهده انتقام كشی مستكبران عالم از ركن ركین انقلاب. این هتك حرمت ها نه از سر اشتباه و تصادف- و به قول بعضی حضرات صحنه سازی!!- بود و نه دوستداران اسلام و انقلاب باید دیگران را سرزنش می كردند. این صحنه های تلخ، حاصل جمع خیانت ها و سكوت ها و تغافل ها بود. تصادف و اشتباه و از دست در رفتن یا صحنه سازی نبود چون مسبوق به سابقه بود. 9 سال پیش، آن زنجیری مدعی اصلاح طلبی آیا جز به حضرت امام جسارت كرد و گفت خمینی به موزه تاریخ خواهد رفت؟! همان انسان مفلوك اكنون مشغول گدایی اروپایی ها و آمریكایی هاست تا شبكه ماهواره ای برای وی و هم قطارانش راه بیندازند تا بتوانند از علمك شیطان سخن بگویند و از چشم انداز او تیر به اردوی جمهوری اسلامی بیافكنند. ده ها میلیون دلار و یورو كه علف خرس نیست، پول اموی و یزیدی است برای ترور مردان سینه سپر كرده اردوگاه فضیلت.
    جسارت به ساحت امام و رهبری برای ملت ما تلخ است اما همه ماجرا نیست. 11-10 سال پیش بود كه آن عضو شبه ماركسیست سازمان مجاهدین (انقلاب)- همو كه به تأسی از ماركسیست ها، دین را افیون دولت ها خوانده بود- در همدان بساط انحطاط و فرسودگی را گشوده و با عبور از مرز هتاكی علیه ساحت مرجعیت، به اهانت حقیرانه علیه امامت شیعه پرداخت. آیا منطق تروریستی- و فاقد ادب و استدلال او- با منطق وهابیون، سلفی ها، بهایی و منطق تروریستی 3 سازمان جاسوسی استكبار (سیا، ام آی6 و موساد) متفاوت بود و جز تئوریسین های ضددین و ضدشیعه شیطان بزرگ از زبان او سخن می گفتند؟
    آیا غیر از این است كه مهره هتاك به امام خمینی در حاشیه كنفرانس برلین، پیش از آن هم در روزنامه صبح امروز (وابسته به تئوریسین اصلاحات) با جسارت تمام حق به جانب یزید داده و مدعی شده خون حسین در كربلا به خاطر خشونت های پدر و جدش در جنگ های بدر و احد و خندق ریخته شد؟ توقع داشتید وقتی مایكل برانت رئیس اسبق بخش شیعه شناسی سیا می گوید «خون حسین نواده پیامبر اسلام ]ص[ و مرجعیت و رهبری دو عامل برپاكننده انقلاب و نگاه دارنده آن است و ما برنامه ریزی كردیم كه از درون جریان شیعه و انقلاب، به این دو ركن ضربه بزنیم و انقلاب را نابود كنیم»، اجیر شدگانی كه نوكری آنها امروز آشكارتر از آفتاب است، جز به سراغ سیدالشهداء و جز سراغ خمینی و خامنه ای بروند؟ روزنامه گاردین همین دیروز و پریروز بود كه با اشاره به رفتار مذبوحانه اغتشاشگران در آتش زدن تصاویر بزرگان نوشت «آنها حتی پیامی مبتنی بر عدم تأیید میرحسین موسوی فرستادند و شعار دادند: موسوی یك بهانه است، كل نظام نشانه است».
    آیا رجال راه گم كرده را باید ملامت كرد كه غیرتشان كجاست و چرا از امام دفاع نمی كنند؟! ظاهرا سالبه به انتفای موضوع است. راهزنان عقل و دین دیری است كه دار و ندار و سرمایه این جماعت را ربوده اند. وگرنه آیا می شد با شیخ آلت دست منافقین كه خون به دل امام كرد و حتی حق به جانب تروریست های قاتل فرزندش و 548772 شهید انقلاب داد، بنای مراوده و مكاتبه و همنوایی گذاشت و باز هم خط امامی باقی ماند؟ می شد با گروهك آمریكایی و خائن نهضت آزادی (همان كه امام فرمود اگر می ماندند سیلی یی به اسلام می زدند كه قرن ها سر بلند نمی كرد)، جبهه مشترك اپوزیسیون تشكیل داد و از آنها مدال گرفت و باز هم عطر و بوی امام داشت؟ می شد مدال پشت مدال از سران آمریكا و انگلیس و اسرائیل گرفت و تیتر یك VOA و BBC و رادیو فردا شد و باز هم گفت مرگ بر آمریكا، مرگ بر اسرائیل و استكبار؟! آنگاه باید در قانون علیت و در حكمت بالغه الهی تردید می كردیم.
    ما خود شایسته ملامتیم اگر دیر از خواب بیدار می شویم. برادران! سكه اگر كج نباشد، به موقع می افتد و ارتباط می دهد. ببینیم چرا سكه بعضی از ماها به موقع نیفتاد. این همه سال زیارت عاشورا خواندیم و بر مظلومیت حسین(ع) گریستیم. یكبار هم تأمل كنیم كه چرا امام محمدباقر(ع) در آغازین فرازهای زیارت عاشورا فرمود «یا اباعبدالله لقد عظمت الرزیه و جلت و عظمت المصیبه بك علینا و علی جمیع اهل الاسلام... فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور علیكم اهل البیت و لعن الله امه دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التی رتبكم الله فیها» و پس از این همه لعنت، قاتلان را لعنت كرد و فرمود «و لعن الله امه قتلتكم و لعن الله الممهدین لهم بالتمكین من قتالكم».
    باز محرم شد و دلها شكست. امسال دل ها پیش از محرم، محرمی شد و شكست. درد در جان ملتی قدرشناس نشست و بی تاب كرد، خدا خوابزدگان را هم بیدار كند.
    ما را همه شب نمی برد خواب
    در بادیه تشنگان بمردند
    ای سخت كمان سست پیمان
    ای خفته روزگار دریاب
    وز حله به كوفه می رود آب
    این بود وفای عهد اصحاب؟
    محمد ایمانی

    درباره وبلاگ

    افرادی كه حاضر نیستند قانون و رأی اكثریت را قبول كنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخارآفرین چهل میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف می‌كنند صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست می‌دهند كه از دست داده‌اند.

    بیانات مقام معظم رهبری در جمع اعضای مجلس خبرگان
    6 اسفند 88
    مدیر وبلاگ: سجاد

    آخرین پست ها

    جستجو

    نویسندگان