تبلیغات
بیشتر بدانیم - كودتای مخملی در ایران و دلایل شكست آن
بیشتر بدانیم
بیشتر بدانیم تا بهتر زندگی کنیم

تبادل لینک

چنانچه وبلاگ یا وبسایت ارزشی دارید و مایل به تبادل لینک هستید، بعد از لینک کردن سایت ما با نام "سربازان بی ادعا" و به آدرس sarbazan.ir لینک خود را در قسمت پایین ثبت نمایید. 

  • ?ارسال لینک به سایت سربازان بی ادعا 


    آرشیو

    لینکستان

    صفحات جانبی

    ← آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه:
    • بازدید ماه قبل:
    • تعداد نویسندگان:
    • تعداد کل پستها:
    • آخرین بازدید:
    • آخرین بروز رسانی: li>
  • كودتای مخملی در ایران و دلایل شكست آن

     
    براندازی نظام اسلامی در ایران در صدر اهداف آمریكا و متحدان منطقه ای و جهانی آن كشور قرار گرفت و تلاش هایی به عمل آمد كه به مهمترین آنها اشاره می شود. 
    1- تجزیه ایران و غائله های جدایی طلبی قومی و مذهبی در كردستان، خوزستان و بلوچستان. 
    2- طراحی كودتاهایی مانند كودتای نوژه و كودتای قطب زاده. 
    3- مداخله نظامی مستقیم آمریكا در صحرای طبس. 
    4- حمله عراق به ایران و تحمیل هشت سال جنگ. 
    5- راه اندازی جریان تروریسم برای شكار رهبران نظام اسلامی و ایجاد وحشت در میان مردم توسط تروریست های سازمان مجاهدین خلق. 
    6-  . . .
      

    با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال1357، حاكمیت مستقل ملی در این كشور بوجود آمد و دست اجانب بویژه آمریكا و انگلیس را از سر مردم این سرزمین كوتاه كرد. انقلاب اسلامی نه تنها ملت ایران را آزاد ساخت بلكه ملت های مسلمان منطقه و حتی جهان را تحت تأثیر قرار داد و منافع سلطه جویانه قدرت های غربی و شوروی سابق را با خطر مواجه ساخت. بنابراین، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، این انقلاب از بیرون با مخالفت و خصومت آمریكا و غرب و از درون با تخریب نیروهای وابسته به قدرت های خارجی و ناسازگار با نظام اسلامی روبه‌رو شد. براندازی نظام اسلامی در ایران در صدر اهداف آمریكا و متحدان منطقه ای و جهانی آن كشور قرار گرفت و تلاش هایی به عمل آمد كه به مهمترین آنها اشاره می شود. 
    1- تجزیه ایران و غائله های جدایی طلبی قومی و مذهبی در كردستان، خوزستان و بلوچستان. 
    2- طراحی كودتاهایی مانند كودتای نوژه و كودتای قطب زاده. 
    3- مداخله نظامی مستقیم آمریكا در صحرای طبس. 
    4- حمله عراق به ایران و تحمیل هشت سال جنگ. 
    5- راه اندازی جریان تروریسم برای شكار رهبران نظام اسلامی و ایجاد وحشت در میان مردم توسط تروریست های سازمان مجاهدین خلق. 
    تمام تلاش های فوق الذكر برای از پا درآوردن انقلاب اسلامی با شكست مواجه شد و مخالفان داخلی و خارجی نظام اسلامی بعد از جنگ هشت ساله عراق علیه ایران، رویكرد تهاجم فرهنگی را در پیش گرفتند. این تهاجم با نظریه پردازی های افرادی چون عبدالكریم سروش آغاز شد. سروش باورهای دینی شناخته شده را به چالش كشیده و تلاش كرد كه مكتبی بنام «پروتستانتیسم اسلامی» مطرح شود و تا بدانجا پیش رفت كه منكر وحیانی بودن قرآن كریم شد و آن را نه كلام خداوند، بلكه كلام محمد(ص) خواند1. گرایش آگاهانه یا ناآگاهانه كابینه آیت الله هاشمی رفسنجانی به لیبرالیسم اقتصادی كه منجر به قد افراشتن سرمایه سالاری و اشرافیت شد، زمینه را برای براندازی خاموش یا نرم با استفاده از شیوه ها و روش های به ظاهر دموكراتیك آماده ساخت. جناح آیت الله رفسنجانی كه از سوی اصلاح طلبان بنام «راست مدرن» یاد می شد وجوه مشتركی با سكولارهای غربگرا پیدا كرده بود. 
    عملیات فروپاشی ایدئولوژیك 
    سرطان تهاجم فرهنگی با به قدرت رسیدن اصلاح طلبان در دوم خرداد سال1376 شهرت یافت و در واقع پروژه فروپاشی ایدئولوژیك در ایران آغاز شد. در این تهاجم مبنای فكری حاكمیت در ایران كه مبتنی بر دین است بیرحمانه مورد حمله قرار گرفت و اندیشه سكولاریسم كه با پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس نظام دینی از صحنه خارج شده بود به نام دستاورد انقلاب اسلامی و اندیشه های امام خمینی(ره) در افكار عمومی تزریق و تحمیل می شد. 
    افرادی چون سروش، مجتهد شبستری، هاشم آغاجری، سعید حجاریان و شخص آقای خاتمی پرچم سكولاریزه ساختن جامعه و حاكمیت را در دست گرفتند. عبدالكریم سروش از نظریه پردازان جبهه اصلاح طلب با تأكید بر جدایی دین از سیاست می نویسد: «حقیقت دین، همان تجربه فردی دینی است كه درمورد پیامبران «تلقی وحی» نام گرفت و دین هیچ ارتباطی به امور اجتماعی و سیاسی و حكومتی ندارد.»2 
    هاشم آغاجری استاد دانشگاه و از اعضای شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب به پیروی از ماركس، دین را افیون ملت ها و دولت ها اعلام كرد. او با طرح نظریات الحادی از سوی دادگاه محكوم به ارتداد شد، اما دولت خاتمی از او دفاع كرد و حكم دادگاه را ننگین خواند. اكبر گنجی از اعضای حزب مشاركت- حزب وابسته به خاتمی- در كتاب «مانیفست جمهوری خواهی» طرح جایگزینی جمهوری تمام عیار را به جای «جمهوری اسلامی» مطرح كرد و نوشت: «اصولاً مردم سالاری با دین در تناقض است.»3 
    خاتمی سر دسته اصلاح طلبان سكولار در این رابطه، گرفتار پارادوكس بود و به همین جهت دوگانه رفتار می كرد. از یك طرف سكولاریسم را با اسلام و آرمان های انقلاب اسلامی سازگار نمی یافت و خود را منتقد آن نشان می داد و از جانب دیگر تلاش می كرد كه اسلام را با سكولاریسم تطبیق داده و سكولاریسم را با اسلام آشتی دهد. خاتمی در دومین نشست مجلس دانش آموزی مردم سالاری دینی را كه از سوی حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی مطرح می شد زیركانه به چالش كشیده و گفت: «تجربه مردم سالاری دینی، تجربه مشكلی است، چراكه باید اسلام را طوری فهمید كه با معیارهای دموكراسی سازگار باشد و هم دموكراسی را به گونه ای تفسیر كرد كه با اسلام منافات نداشته باشد.»4 
    خاتمی هم مانند اكبر گنجی بر جمهوریت نظام بیشتر تأكید می كرد و حتی «جمهوری اسلامی» را از شعار تاریخی و انقلابی مردم ایران حذف كرد. او به جای شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» شعار «استقلال، آزادی، پیشرفت» را مطرح كرد5. 
    خاتمی با وجود دو دوزه بازی در محافل عمومی، در یك از جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی به صراحت گفت: «گریزی از سكولاریسم نیست». آقای تاجیك را اعضای تیم مطالعات راهبردی در نهاد ریاست جمهوری در دوره خاتمی و عضو شورای مركزی حزب مشاركت، بشر را مجبور به پذیرش سكولاریسم دانسته می گوید: «در آینده نزدیك احدی را یارای مقاومت در برابر سكولاریسم نیست و باید خود به نحو شایسته به این سرنوشت محتوم بشر تن دهیم.»6 
    خاتمی به دلیل جایگاه حقوقی ریاست جمهوری و در اختیار داشتن امكانات رسانه ای وسیع، بخصوص رسانه ملی- رادیو و تلویزیون- در عملیات فروپاشی ایدئولوژیك نقش مخرب تر از دیگران داشت. او با استفاده از مفاهیم سیاسی و اجتماعی غربی، هم مفاهیم اسلامی كه در دامن انقلاب اسلامی شكوفا شده بودند را كم رنگ نمود و هم جو سیاسی را در ایران ملتهب ساخت. نشخوار واژه ها و مفاهیمی چون «جامعه مدنی»، «حقوق بشر»، «پارادایم» و... و نیز به كارگیری مفاهیم ساختارشكنانه علیه اركان نظام مانند: «تمامیت خواه»، «اقتدارگرا»، «انتصابی»، «خشونت طلب»، «توتالیتر»، «فاشیست» و... همه و همه ایدئولوژی و اقتدار نظام را نشانه گرفته بود. 
    لشكر عملیات فروپاشی ایدئولوژیك در ایران را نه تنها نظریه پرداز، فیلسوف، نویسنده، هنرمند و روزنامه نگار تشكیل می دهد، بلكه فقیه و آیت الله نیز دارد. افرادی چون فاضل میبدی، اسدالله بیات، موسوی تبریزی، مجتهد شبستری و حتی به اصطلاح مراجعی چون آیت الله حسین علی منتظری و آیت الله یوسف صانعی در خدمت این لشكر قرار دارند. 
    به هرحال، پروژه فروپاشی ایدئولوژیك در ایران در راستای رویكرد جدید ایالات متحده آمریكا برای مقابله با نظام اسلامی یعنی «جنگ نرم» قرار دارد. در رویكرد جدید به جای عملیات نظامی از سه تاكتیك «مهار»، «اسب تروا» و «جنگ روانی» استفاده به عمل آمد7. تاكتیك مهار با تحت فشار قراردادن ایران در سطح منطقه و جهان ازطریق پرونده هسته ای و مسائل عراق، افغانستان و لبنان دنبال شد. تاكتیك «اسب تروا» ازطریق تقویت انجوهای وابسته به آمریكا در ایران و حمایت مستقیم از جنبش طرفدار دموكراسی آمریكایی و بخصوص جبهه اصلاح طلبان برای زمینه سازی انقلاب رنگی پیگیری شد و تاكتیك «جنگ روانی» در سه عرصه دیپلماسی مدار دوم- تماس رسمی مقامات دولت آمریكا با اپوزیسیون ایران و گسترش برنامه های رادیو و تلویزیون های ضدایرانی، ایجاد هراس از جنگ در افكار عمومی با تأكید بر قرارداشتن گزینه جنگ بر روی میز آمریكا، و نقض حقوق بشر در ایران مورداستفاده قرار گرفت. 
    عملیات فروپاشی ایدئولوژیك و فراهم ساختن بستر كودتای مخملی، همان طوری كه در ابتدای این نوشته اشاره شد توسط مؤسسات غربی و آمریكایی از قبیل بنیاد سوروس(osi) بنیاد راكفلر، بنیاد فورد، خانه آزادی، شورای روابط خارجی آمریكا، انجمن خارجی آلمان، مركز دموكراسی انگلیس، مؤسسه اسرائیلی ممری، مؤسسه هالندی هیفوس، مؤسسه «كنوس» و... به صورت مستقیم و غیرمستقیم حمایت و پشتیبانی می شد. 
    در نتیجه این حمایت ها در دوره خاتمی تنها در طی سه سال 8 هزار انجو در ایران ثبت شد و صدها روزنامه و نشریه مانند قارچ به شكل زنجیره ای سردرآوردند. 

    آغاز كودتای مخملی یا عملیات براندازی نظام 
    در جریان عملیات فروپاشی ایدئولوژیك، نظریه پردازان جریان اصلاح طلب كه خاتمی به عنوان رئیس جمهور در رأس آنان قرار داشت راهبرد «فتح سنگر به سنگر قدرت» در چارچوب نظریه «فشار از پایین و چانه زنی در بالا» را مطرح كردند. این كار نیاز به سناریوسازی داشت. 
    نخستین سناریو در كوی دانشگاه در تاریخ18/4/78 اجرا شد. نویسندگان این سناریو به بهانه ضرب و شتم دانشجویان تلاش كردند تا مردم را به كف خیابان ها كشانده و علیه حاكمیت به حركت درآورند و توسط آنها مطالبات خود را از نظام درخواست كنند. تبلیغات سنگین به نفع غائله آفرینان از سوی غربی ها و رسانه های شان انجام شد. 
    دومین سناریو، تحصن نمایندگان مجلس ششم- وابسته به اصلاح طلبان و دوم خردادی ها- بود. این تحصن به ظاهر در اعتراض به رد صلاحیت ها از سوی شورای نگهبان صورت گرفت و نمایندگان متحصن با رسانه ها مصاحبه كرده و بیانیه صادر كردند. تحصن نمایندگان بازتاب گسترده ای در غرب داشت تا حدی كه اتحادیه اروپا، پارلمان آلمان، كنگره آمریكا و رئیس جمهوری آن كشور به نفع سناریوی تحصن در مجلس ایران موضع گیری كردند. 
    از شواهد و قراین چنین برمی آید كه در هر دو سناریوی تحصن نمایندگان و حادثه كوی دانشگاه، برای راه اندازی كودتای مخملی یا به اصطلاح انقلاب مخملی برنامه ریزی شده بود و در پشت صحنه هر دو سناریو سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه مشاركت قرار داشتند. اما این كودتاها هریك به دلایلی به پیروزی نرسید و برعكس زمینه شكست اصلاح طلبان را در شورای شهر و مجلس هفتم فراهم ساخت. 
    شكست اصلاح طلبان در انتخابات نهم ریاست جمهوری سبب متوقف شدن عملیات فروپاشی ایدئولوژیك و راهبرد فتح سنگر به سنگر شد. این بار تمام گروه های اصلاح طلب، لیبرال ها، سلطنت طلب ها، تروریست های مجاهدین خلق، و نیز تمامی گروه ها و عناصر مخالف حاكمیت دینی با حمایت وسیع و گسترده سفارت خانه های خارجی و به طور كلی كشورهای غربی با تمام قوا وارد صحنه شده و كوشیدند كه در انتخابات ریاست جمهوری دهم كار نظام را یك سره نمایند و انقلاب مخملی را به ثمر برسانند. انقلاب مخملی در ایران مانند گرجستان و اوكراین دو مرحله داشت. 
    در مرحله اول (پیش از انتخابات) كارهای ذیل صورت گرفت: 
    1- سیاه نمایی و تخریب گسترده دولت، ماه ها قبل از برگزاری انتخابات. 
    2- طرح موضوع صیانت از آرا و ضرورت تضمین سلامت انتخابات به منظور ایجاد شبهه و فضاسازی برای بی اعتماد كردن مردم. 
    3- القای پیروزی كاندیدای مورد نظر قبل از برگزاری انتخابات و منوط ساختن آن با برگزاری انتخابات سالم. 
    4- استفاده از رنگ سبز و اعلام جنبشی به نام «موج سبز» كه در واقع همان نام ایرانی انقلاب مخملی بود. 
    5- در سخنرانی ها و مناظرات تلویزیونی، متهم كردن رئیس جمهور و كاندیدای رقیب به دروغگویی، قانون گریزی و خرافه پرستی. 
    در مرحله دوم و پس از انتخابات كارهای زیر انجام شد: 
    1- بلافاصله بعد از انتخابات و قبل از شمارش آرا و اعلام نتایج، میرحسین موسوی پیروز اعلام شد و قبل از همه خاتمی و علی لاریجانی به او تبریك گفتند. همان طوری كه اعلام پیروزی غیرقانونی و مغرضانه بود، اعلام تبریك نیز مغرضانه و غیرقانونی بود8. 
    2- با شمارش آرا و مشخص شدن كاندیدای پیروز، كودتاچیان كه از قبل فضاسازی كرده بودند موج سنگینی از اعتراض ها را در خیابان های تهران سازمان دهی كردند و مسئله تقلب در انتخابات را مطرح كرده و خواستار ابطال آن شدند. همان طوری كه قبلا گفته شد در این موج همه گروه ها و عناصر ضدانقلاب و تمام كسانی كه منافع شخصی خود را در خطر می دیدند دست در دست هم دادند تا حاكمیت را مجبور به عقب نشینی نموده و خواسته های خود را تحمیل كنند. اما این غائله با وجودی كه ابعاد وسیع داخلی و خارجی داشته و خسارات سنگین مادی و معنوی به وجود آورد، نتوانست حاكمیت اسلامی ایران را از پا درآورد. كودتای مخملی یا موج سبز در این مرحله شكست خورد و ماهیت و چهره های گروه های اغتشاشگر برای عموم مردم روشن شد. 

    دلایل شكست كودتای مخملی در ایران 
    سخن از شكست كودتای مخملی در ایران به این معنا نیست كه مسئله براندازی نظام در ایران منتفی شده و شكست خوردگان كاری انجام نمی دهند. تغییر رژیم در ایران هدف استراتژیك آمریكا در منطقه خاورمیانه است. آمریكا نظام ایران را رقیب نظام لیبرال دموكراسی غربی و ریشه آسیب پذیری خود در خاورمیانه ارزیابی می كند. بنابراین، تا زمانی كه ماهیت نظام ایران تغییر نكند آمریكا از تلاش خود برای ضربه زدن به ایران دست نخواهد كشید. شكست كودتای مخملی تنها در این مرحله مطرح است و آینده را تضمین نمی كند. 
    و اما دلایل شكست كودتای مخملی در این مرحله را می توان چنین برشمرد: 
    1- ناسازگاری كودتای مخملی با ساختار سیاسی و اجتماعی ایران 
    عدم مقبولیت نظام حاكم، اقتدارگرایی حاكمان، شكاف اجتماعی، بحران هویت، نبود دموكراسی و توانمندی انجوها و جنبش دانشجویی وابسته به خارج، از جمله عواملی هستند كه در كودتاهای مخملی در كشورهای پساكمونیستی چون گرجستان و اكراین بسترساز انقلاب های مخملی به شمار می روند. اما این عوامل در ایران كاملا متفاوت است. نظام ایران نظامی برخاسته از اراده مردم است كه از بدو تأسیس تاكنون اركان آن با دهها انتخابات پارلمانی، ریاست جمهوری، شورای نگهبان قانون اساسی و شوراهای شهر تثبیت شده است. مردم ایران بیش از سه دهه است كه دموكراسی را در منطقه تمرین كرده اند و شعار دموكراسی غربی برای اكثریت آنان جاذبه ای ندارد. همین برگزاری انتخابات متعدد نشان می دهد كه نظام سیاسی ایران آن طوری كه متهم می كنند، اقتدارگرا نبوده و حاكمان اقتدارگرا نمی توانند خود را بر مردم تحمیل كنند. درحالی كه مردم اروپای شرقی، قفقاز و آسیای مركزی از چنین امتیازی برخوردار نبودند و نمی باشند و رهبران آن ها همان اقتدارگرایان دوران رژیم های كمونیستی و پساكمونیستی هستند. 
    در ایران به دلیل داشتن تاریخ و تمدن كهن، فرهنگ پویا و نظام سیاسی مستحكم مانند كشورهای آسیب پذیر تازه تأسیس، بحران هویت وجود ندارد و به همین دلیل شكاف اجتماعی میان گروه های سیاسی، مذهبی و قومی نمی تواند نقش مؤثری در كودتای مخملی داشته باشد. در ایران حكومت بر مبنای دین و فرهنگ مردم استوار بوده و ریشه در نهادهای دینی و اجتماعی گسترده در سراسر این كشور دارد. نهادهای غیردولتی (انجوها) و جنبش های دانشجویی ناسازگار از چنان پایه ای مردمی برخوردار نیستند كه بتوانند یك نظام مردمی را از پا درآورند. 
    به ناسازگاری كودتای مخملی با ساختار سیاسی و حقوقی در ایران و نقش تعیین كننده حكمرانی مذهبی در این كشور كه مانع از رشد دموكراسی غربی و سكولاریسم می شود سید محمد خاتمی در گفتگو با جورج سوروس، طراح و مجری انقلاب مخملی در ایران و جهان اعتراف می كند. جورج سوروس رئیس هیئت مدیره موسسه جامعه باز(OSI) در مراسمی كه به مناسبت هشتمین سالگرد حوادث یازدهم سپتامبر شامگاه 11 سپتامبر 2009 در سالن اجتماعات هتل بین المللی ترامپ (Trump International Hotel) در نیویورك برگزار شد در جمع مدیران و فعالان تعدادی از سازمان های غیردولتی آمریكا به اظهارات خاتمی در دیدار با خود اشاره كرد و گفت: خاتمی در این جلسه به من گفت كه تعارض موجود بین ساختار حقیقی و ساختار حقوقی در ایران مهمترین مانع برای پیشرفت و توسعه روابط ایران با غرب است. سوروس افزود: خاتمی معتقد بود كه دموكراسی و رواداری دولت با ساختار كنونی یك حكومت مذهبی كه در رأس آن رهبر مذهبی حكمرانی می كند، به دست نخواهد آمد. 
    وی افزود: خاتمی انتخاب احمدی نژاد را حركتی در جهت تثبیت بیشتر قدرت رهبر مذهبی ایران ارزیابی كرد و معتقد بود كه در دوران احمدی نژاد جامعه مدنی تحت فشارهای بیشتری قرار گرفته است. 
    سوروس ادامه داد: خاتمی در این جلسه به من گفت كه كلید قفل بسته شده سیاست در ایران تنها و تنها فشارهای اجتماعی و كمپین های وابسته به جنبش های دانشجویی، كارگری و زنان است كه باید خواسته های گروهی و شعار تغییر را از درون دفاتر دربسته خود به سطح معابرعمومی منتقل كنند. وی اظهار داشت: خاتمی در این دیدار كاملا در نقش رهبر مخالفین دولت در ایران صحبت می كرد. 9 
    2- درایت رهبری 
    نظام ایران، نظامی مذهبی است كه در رأس آن ولی فقیه قرار دارد. ولی فقیه بصورت غیرمستقیم توسط مردم و مستقیم توسط خبرگان رهبری انتخاب می شود این سازوكار سبب شده است كه شخصیت والا، لایق و توانمندی در رأس نظام قرار بگیرد. در ایران هم شخص رهبری و هم جایگاه قانونی او از مشروعیت و قداست مردمی و دینی برخوردار است. به این قدرت و مشروعیت رهبری آقای خاتمی در صحبت هایش با سوروس آنجا كه می گوید «دموكراسی و رواداری دولت با ساختار كنونی یك حكومت مذهبی كه در رأس آن رهبر مذهبی حكمرانی می كند، به دست نخواهد آمد» به شكل دیگری اعتراف می نماید. ولی فقیه كنونی شخصیت كم نظیری است كه در طی بیش از دو دهه ایران و انقلاب اسلامی را به بهترین وجه رهبری كرده و از گردنه های سختی عبور داده است. چگونگی برخورد رهبری با كودتای مخملی و وضعیت دشواری كه به وجود آورده بودند یك بار دیگر عظمت و درایت این مرد بزرگ را به نمایش گذاشت. در كشورهایی كه كودتای مخملی پیروز شده است مردم از داشتن رهبر آگاه، آزاده و با درایت محروم بوده اند. 
    3- بیداری و وفاداری ملت ایران 
    ملت ایران علاوه بر سابقه تاریخی، در پرتو انقلاب اسلامی و به دوش كشیدن پرچم مقاومت و مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی، در مقایسه با سایر ملت های منطقه از میزان آگاهی بالایی برخوردار است. تشخیص ترفندها، حمایت از منافع ملی و پاسداری از آرمان های دینی از مهمترین خصوصیات ملت ایران در حال حاضر است كه آن را در زمان های مختلف به نمایش گذاشته است. 
    مهمتر از همه عشق به رهبری و وفاداری به آرمان های بنیانگذار جمهوری اسلامی اكثریت مردم ایران را به هم پیوند داده است. 

    1- گفتگوی سروش با میشل هوبینك خبرنگار بخش عربی رادیو جهانی هلند، اسفند.1386 
    2- هفته نامه آبان خرداد78 
    3- پرتو سخن، 18/9/81 
    4- روزنامه همشهری سه شنبه 25شهریور 1382- سال یازدهم شماره3168 
    5- پرتو سخن، 18/9/81، ص2 
    6- هفته نامه صبح صادق، شماره411 
    7-جواد وعیدی، نشریه معارف، شماره 26، خرداد 84 
    8- ایرنا، 21/5/88 و پایگاه خبری تحلیلی فارو، 22/3/88 
    9- ایرنا، 30/6/1388 

    نویسنده:سیدمحمدباقر مصباح زاده

    درباره وبلاگ

    افرادی كه حاضر نیستند قانون و رأی اكثریت را قبول كنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخارآفرین چهل میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف می‌كنند صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست می‌دهند كه از دست داده‌اند.

    بیانات مقام معظم رهبری در جمع اعضای مجلس خبرگان
    6 اسفند 88
    مدیر وبلاگ: سجاد

    آخرین پست ها

    جستجو

    نویسندگان